غلام درگه ارباب بی کفنم
توی دشت کربلا من یه سبد لاله دارم - آهای مردم بدونید من یه سه ساله دارم.

شبی ساکت و دلگیر، خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر،
و نزدیک اذان بود که پیچید به آفاق، همه نغمة تکبیر،
نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش،
و مشغول دعا باش که باز است به درگاه الهی در رحمت،
و آن لحظه بود لحظة شیرین اجابت، شدم غرق عبادت،
دو چشمم همهام اشک شد و روی لبانم همه سوگند که یا رب تو رهایم کن از این بند،
و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان سحر کرب و بلایم.
همانجا که دل از سوز فراغش شده بیتاب،
همانجا که زده دست به دامان زمین خوشة مهتاب،
همان وادی سوز و عطش و درد، همان وادی شرمندگی آب،
همان وادی پاک حرم حضرت ارباب، همانجا که زمینش همه نور است،
پر از شور و شعور است، حماسه است، غرور است،
شرمندهتر از وادی طور است و فرش حرمش از پر حور است
و بر مهدی زهرا همه شب راه عبور است،
همانجا که حرم خانة دلهاست و عشقش همه در آب و گل ماست،
زیارتگه زهراست، عبادتگه موسی است، دخیل حرمش حضرت عیسی است،
چه زیباست، خدا محو تماشاست که یک سو حرم شاه، و یک سو حرم حضرت سقاست.
مکانی که قدمرنجه نموده است گل یاس، تمامش کند از عشق و احساس،
به لبهاش بود ذکر ابالفضل، و دریای دو چشمش همه الماس،
همان کعبة کوچک کفالعباس، مکانی که در آن عشق زند موج،
همانجا که زند پر به هوایش دل من هر دم و هر شب،
همانجا که به هر جای زمین هست نشان از قدم محترم حضرت زینب،
همان خاک که هم بدر و احد، خندق و احزاب و حنین است
که دل از عالم هستی برباید، خیابان بهشتی که معروف به بینالحرمین است.
اگر مقصد پرواز است، قفس ويران بهتر
پرستويي كه مقصد را در كوچ مي يابد
از ويراني لانه اش نمي هراسد.
آويني

چراغهاي مسجد دسته دسته روشن ميشوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداري برگزار شد.
آقا سيد مهدي كه از پلههاي منبر پايين ميآيد، حاج شمسالدين ـ باني مجلس ـ هم كم كم از ميان جمعيت راه باز ميكند تا برسد بهش. جمعيت هم همينطور كه سلام ميكنند راه باز ميكنند تا دم در مسجد.
وقت خداحافظي، حاجي دست مي كند جيب كتش...
- آقا سيد، ناقابل، اجرتون با صاحب اصلي محفل...
- دست شما درد نكند، بزرگوار!
سيد پاكت را بدون اينكه حساب كتاب كند، ميگذار پر قبايش. مدتها بود كه دخل را سپرده بود دست ديگري!
- آقا سيد، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهي ميكنن...
حاج مرشد، پيرمرد 50 ، 60 ساله، لبخندزنان نزديك ميشود.
التماس دعاي حاج شمس و راهي راه......
با کلیک بر روی ادامه مطلب بقیه ماجرا را بخوانید(حتما بخوانید)

بس که دیوار دلم کوتاه است
هر که از کوچه تنهایی ما می گذرد
به هوای هوسی هم که شده
سرکی می کشد و می گذرد.
موت العالم موت العالم
ارتحال ملکوتی این استوانه عظیم علم و عرفان حضرت آیت الله بهجت به محضر حضرت صاحب الزمان تسلیت باد.-
۱۱ دستورالعمل عرفانی از معظم له(زیاد است ولی بخوانید) با کلیک بر روی ادامه مطلب دستورات را مطالعه فرمائید.

آن یار کزو خانه ما جای پری بود
سرتا قدمش چون پری از عیب بری بود
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد
تا بود فلک شیوه او پرده دری بود
منظور خردمند من آن ماه که او را
با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود
از چنگ منش اختر بد مهر بدر برد
آری چکنم دولت دور قمری بود
عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را
در مملکت حسن سر تاجوری بود
اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین
افسوس که آن گنج روان رهگذری بود
خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را
با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب ورد سحری بود
پاداش خواندن سوره ي بني اسرائيل (اسراء):
از حسين بن ابي العلاء نقل شده است كه امام صادق (ع)فرمود:هركس" سوره ي بني اسرائيل (اسراء)" را در هر شب جمعه بخواند ؛نمي ميرد تا آنكه قائم آل محمد را درك مي كند.
پاداش خواندن سوره عاديات:
از سليمان بن خالد نقل شده است كه امام صادق(ع) فرمود:هر كس سوره "والعاديات"را بخواند و بر قرائت آن مداومت كند خداوند او را در روز قيامت با امير مومنان علي (ع)محشور خواهد ساخت و درحريم آن حضرت و از همنشينان اوخواهد بود.
پاداش خواندن سوره قارعه:
امام باقر (ع)فرمود:هر كه سوره قارعه را بسيار تلاوت كند خداي گرامي و بزرگ او را از فتنه دجال و ايمان آوردن به او و از چرك هاي دوزخ در روز رستاخيز در امان دارد
پاداش خواندن سوره فجر:
از داود بن فرقد نقل شده است كه امام صادق(ع)فرمود:"سوره فجر" را در نمازهاي واجب و مستحب خود بخوانيد زيرا اين سوره به حسين بن علي(ع) تعلق دارد و هر كس ان را بخواند روز قيامت در بهشت با حسين(ع) و در درجه او خواهد بود .قطعا خداوند عزتمند و حكيم است.
پاداش خواندن سوره يس:
ا زجابر جعفي نقل شده است كه امام باقر (ع) فرمود:هركس "سوره يس" را در عمر خود يكبار تلاوت كند ؛خداوند به شمار تمام آفريدگان دنيا و تمام آفريدگان آخرت و آنچه در آسمان است؛به شمار هر يك دو هزار –هزار حسنه براي اومي نويسند و به همين اندازه گناهانش را محو مي كند و خداوند دشواريهاي مرگ را بر او آسان مي كند و خودش جان او را ميگيردو به همه ي فرشتگان آسمان و زمين مي گويد:من از فلاني خشنودم ؛براي او طلب آمرزش كنيد.
پاداش خواندن سوره زخرف:
از ابوبصير نقل شده است كه امام باقر (ع) فرمود:هر كس بر خواندن سوره "حم زخرف"مداومت كند خداوند او را در قبر ازحشرات زمين و از فشار قبر ايمن مي دارد ؛تا آنگاه كه در پيشگاه خداوند بزرگ قرار مي گيرد ؛آن سوره مي آيد و اورا به فرمان خدا وارد بهشت مي كند.
پاداش خواندن سوره كوثر:
از ابئ بصير نقل شده است كه امام صادق(ع) فرمود:هر كس در نمازهاي واجب و نافله هاي خود سوره "انا اعطيناك الكوثر" را بخواند خداوند او را در روز قيامت ازحوض كوثر سيراب مي كند و محفلش با پيامبر خدا (ص)زير درخت طوبي خواهد بود .
پاداش خواندن سوره فاتحه الكتاب:
علي بن ابي حمزه بطائني مي گويد:امام صادق(ع)فرمود:اسم اعظم خداوند به صورت پراكنده در" فاتحه الكتاب" آمده است.
پاداش خواندن سوره توحيد:
عبدالله بن حي مي گويد:از امير مومنان (ع) شنيدم كه مي فرمود:هر كس سوره "قل هوالله احد"را يازده مرتبه پس از نماز صبح بخواند؛ در آن روز دچار گناهي نمي شود ؛هر چند اين برخلاف ميل شيطان است.
پاداش خواندن سوره تكاثر:
از امام صادق(ع)نقل شده است كه رسول خدا(ص) فرمود:هر كس هنگام خواب سوره "الهكم التكاثر"را بخواند از عذاب قبر ايمن خواهد بود.
منبع: ثواب الاعمال و عقاب الاعمال-ص209/241 /237 /217/221 /247 /245/۲۴۳/۲۸۷
راست گویی عشق خوبان آتش است
سخت سوزاننده لیکن دلکش است
از خدا خواهم که افزونش کند
دل اگر دم زد پر از خونش کند
حضرت آیت الله استاد محمود امجد
عارفی که وسعتش در پهنای زمان نمی گنجد تا نبینی و نزدیکش نشوی او را نخواهی شناخت هرچند نزدیکی با ایشان همان غرق شدن در دریای بی کران عرفان و خداشناسی است-حرکاتش پر از معنی و مفهوم است فقط اهل فن می فهمند .رنگ و بوی یار و استاد مهربانش آقا سید رضا بها الدینی روحی له الفدا دارد مختصری با زندگی ایشان آشنا خواهیم شد.خدا او را نگه دار باشد.

استاد فرمودند:
تمام كمالات انسان در بندگي خداست. خرق عادت، غيب گوئي، روي آب راه رفتن يا به هوا پريدن و در آتش رفتن براي انسان كمال نيست. كمال انسان بندگي خداست. نتيجه بندگي هم اين است كه انسان رنگ خدايي مي گيرد. انسان اگر صفات الهي را در خود محقق كند آسماني مي شود. نتيجه تربيت انبيا رسيدن به كمالات واقعي است. اگر واقعاً مربيان بشر بخواهند انسان را خوب تربيت كنند بايد به دنبال انبيا بروند. يكي از بهترين برنامه هاي تربيتي براي انسان و مخصوصاً نسل جوان، آشنايي با نامه 31 نهج البلاغه است كه حضرت اميرالمومنين(ع) آن را خطاب به امام حسن(ع) نوشته اند. اگر كسي واقعاً بخواهد تربيت كند و تربيت شود اين نامه كافي است. در واقع اين نامه، نامه حضرت به جامعه نادان بشري است.
اگر كسي تربيت يافته مكتب انبيا و مكتب اسلام باشد تمام آرزويش اين است كه جامعه رشد كند، از فساد پاك شود و به صلاح برسد. كساني كه تربيت يافته و صالح اند قطعاً مصلح هم هستند ولي چون نمي توانند خودشان جامعه را اصلاح كنند؛ نياز به مصلح جهاني را درك ميكنند و منتظر ظهور آن مصلح جهاني مي شوند؛ كه همه انبيا منتظر ايشان هستند. انبيا، اين مربيان بشر همگي منتظر ظهور مصلح جهاني بودند. آنها مي خواستند كه جامعه را اصلاح و افراد را تربيت كنند ولي چون موفق به تربيت كامل جامعه انساني نشدند، آنها هم منتظر بودند كه با ظهور حضرت بقيه الله، ارواحنا له الفداء، جامعه دلخواهشان تحقق پيدا كند.
با کلیک بر ادامه مطالب (عکسها و مطالب مفیدتری را خواهید خواند)

ای هشتمین بهانه برای گریستن
از خلقت تو شد همه عالم به زیستن
وصفت رضا صفتت بخشش و عطا
نامت علی بود از شان لافتی
کون و مکان زولای تو در امان
جبریلیان زصفای تو نوحه خوان
بردرگهت چه گدا و چه شاه و مست
بر سفره تو بود گبر و حق پرست
هرکس به نوعی از کرمت مبتلا بود
این درگه تو عجب باصفا بود
پرواز طائران سرای تو دیدنیست
فریاد زائران سرایت شنیدنیست
زائر نه حاجی بیت الله الحرام
حاجی به بیت له توست دلخرام
((عباس)) اگر گذرت بر رضا شود
مس وجود تو هم از طلا شود
شعر-کربلایی عباس پورعلی اکبر
آنروز باغ پر از لاله بود و من
یک آسمان پر از هاله بود و من
یک جاده انتظار و یکی چشم منتظر
سو سوی زخم و یکی ناله بود و من
خوشبو تر از حصار به اطراف باغ ما
زیبا ترین شقایق یک ساله بود و من
از داغ و زخم ننالید و ساده بود
سهم تو از بهار یکی ژاله بود و من
دیگر تمام نگاهها چه ساده شد
کور و مسیر و یکی چاله بود و من
شعر-عباس پورعلی اکبر
رزق مرا مادرم از مشک داد
شیر مرا با نمک اشک داد
شد دلم از عشق تو در شور و شین
بر دل من حک شده عبد الحسین


کربلایی نشدم خجلت ازین غم دارم
تا ابد در دل خود شور محرم دارم
هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله
مژده به کربلائیهای شهرستان فریدونکنار
به اذن الله و با مدد حضرت سید الشهدا علیه السلام
(هیات کربلائیهای شهرستان فریدونکنار)
با همت جوانان مذهبی و پرشور شهرستان فریدونکنارفعالیت خود را آغاز نموده است.برای این جوانان آرزوی موفقیت میکنم- منتظر اخبار و برنامه های این هیات در سطح شهرستان باشید -هومدد
عاشقان پنجره باز است اذان می گويند
قبله هم سوی نماز است اذان می گويند
هرچه خواهيد بخواهيد،خجالت نكشيد
يار ما بنـده نواز است اذان مي گويند.
ما حساب و كتابمون با يارمون خداوند جل علي مي باشد و تعجب ميكنم از كسانيكه بواسطه چند ركعت نمازو يا توسل زياد با اهل بيت عليه السلام بر مسند خدايي تكيه مي كنند و ديگران را مواخذه مي كنند يا مي بخشند و يا گنه كار مي دانند .اي بسا از حال خود غافلند و به خود فخر مي كنند كه قرابت خاصي با خداوند و حضرات معصومين دارند و به اصطلاح خودشان به تجرد رسيد ه اند.
بله بايد از ((يوم تبل السرائر)) ترسيد بايد از تنهايي قبر و عمل كم ترسيد بايد به فكر خود بود بايد از پوستين خلق بيرون آمد و تو لك خود فرو رفت بايد عمل كرد تا پرونده باز است فردا كه پرونده بسته شد خوبي و بدي ديگران به ما ربطي ندارد ما را به عمل خودمان مي سنجند .و ديگران هم خدايي دارند كه بنده نواز است و در رحمتش هميشه باز و خوان نعمتش بر همگان گسترده ،
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه ی رند شرابخوار
***************
من ار چه عاشق و رند و مست و نامه سیاه
هزار شــکر که یاران شـهر بی گنـهند
***************
عاشق و رند و نظر بازم و می گویم فاش
تا بـدانی که به چنـدین هنر آراسته ام
(دوستان بهتر است هنگام نظر دادن آدرسشون رو صحيح بنويسن تا جواب مناسب دريافت كنن چون اينجوري درست نيست كه يه چيزي بنويسن و چون آدرس و يا ايميل ندارن ما نتونيم جواب بديم اونوقت تو دلمون عقده ميشه كه سئوال بي جواب بمونه-هومدد)
حکایت حکیم هیدجی و مرگ اختیاری مرد عامی
می گویند مرحوم هیدجی منکر مرگ اختیاری بوده است و خلع و لبس اختیاری را محال میدانسته، و این درجه و کمال را برای مردم ممتنع می پنداشته است، و در بحث با شاگردان خود جداً انکار می نموده و رد می کرده است. یک شب در حجره خود بعد از بجا آوردن فریضه عشاء رو به قبله مشغول تعقیب بوده است که ناگهان پیرمردی دهاتی وارد شده، سلام کرد و عصایش را در گوشه ای نهاد و گفت: جناب آخوند! تو چکار داری به این کارها؟ هیدجی گفت: چه کارها؟ پیرمرد گفت: مرگ اختیاری و انکار آن؛ این حرفها به شما چه مربوط است؟ هیدجی گفت: این وظیفه ماست، بحث و نقد و تحلیل کار ماست. درس می دهیم، مطالعات داریم، روی این کارها زحمت کشیده ایم؛ سر خود نمی گوئیم! پیرمرد گفت: مرگ اختیاری را قبول نداری؟! هیدجی گفت: نه. پیرمرد در مقابل دیدگان او پای خود را به قبله کشیده و به پشت خوابید و گفت: إِنا لِلهِ وَ إِنآ إِلَیْهِ رَ'جِعُونَ و از دنیا رحلت کرد، و گوئی هزار سال است که مرده است.
با کلیک روی ادامه مطلب بقیه ماجرا را مطالعه نمائید
اگر نميتوان شيخ جعفر مجتهدي شد ،
اگر نميتوان آقا سيد علي قاضي شد،
اگر نميتوان .... شد
رسول ترك كه ميتوان شد
* مشهور بود به قُلدري و لااُباليگري. هيکل قوي و بااُبهتي داشت. هرجا ميرفت، آنجا را به هم ميريخت. مأمورهاي کلانتري هم از او ميترسيدند، چه رسد به مردم عادي. از در که وارد شد، همهي نگاهها او را دنبال کردند، تا جايي براي نشستن پيدا کرد. در گوشهي مجلس، حلقهاي ساخته شده که ظاهراً در مورد او حرف ميزدند.
دهانش را گرفت زير شير آب و راه افتاد. به خيال خودش آن را آب ميکشيد تا نجس نباشد؛ و رفت مثل چند شب گذشته، مثل محرّم هر سال ...
* هنوز خيلي از آمدنش نميگذشت که جواني از حلقه خارج شد و رفت سراغش با لبخند، جوان را تحويل گرفت ... چند لحظه بعد، صورتش سرخ شده بود و با تعجب نگاه ميکرد. نتوانست حرفي بزند. فقط شنيدههايش را مرور کرد: «مسئول هيأت ميخواهد تو بروي بيرون. از فردا شب هم حق نداري بيايي اينجا ... »
با كليك بر روي ادامه مطلب بقيه مطالب را مطالعه نمائيد.
السلام عليك يا رحمت الله الواسعه يا باب نجات الامه
مظلوم حسين
پيرمردي عاشق و دل سوخته ، نه سبك ميدانست نه موسيقي پاپ بلد بود كه اشعار را با موسيقي هاي مختلف بخواند تا هزاران نفر را به وجد و شور برساند تنها هنرش عاشقي بود و در كار خود استاد ،

ذاكر اهل بيت عصمت و طهارت سيد محمد كوثري
كمتر كسي هست كه امام را بشناسد و مرحوم كوثري را نشناسد ، وقتي ميخواند انگارامام زنده بود و زير دستمال سفيدش زار زار ميگريست.
سيد محمد كوثري در سال 1307 در محله چهل اختران قم در خانواده روحاني ديده به جهان گشود پدر او مرحوم حجه الاسلام حاج سيد علي اكبر كوثري از خطباي بزرگ قم بود كه در محافل مذهبي از جمله بيت آيت الله بروجردي به وعظ و خطابه مي پرداخت .پدر بزرگ ايشان حاج سيد حبيب چاوش و جد مادري ايشان سيد حسين چاوش از چاوش خوانان معروف قم بودند كه عاشقان امام حسين (ع) را با اسب و شتر به كربلا مي بردند.
(از ازل ايل و تبارم همه عاشق بودند –سخت دلبسته اين ايل و تبارم چه كنم)
جهت دیدن عکسهای مربوطه و خواندن مطالب ادامه مطلب را کلیک کنید
عرفان شما پوچ است-
بعد از چند چله نشيني و گفتن ذكر هاي خاص يك يا چند جن را به تسخير خود در مي آورند و مدعي اند كه ملك موكل دارند و تمام اسرارتان را به شما ميگويند و شما فكر ميكنيد در مقابل نائب امام زمان و يا يكي از عرفاي بزرگ ايستاده ايد و ناخواسته تمام اسرار زندگيتان را به ايشان بازگو ميكنيد . بعد از مدتي كه زرنگ باشيد و به اعمال عبادي و توحيدي شخص به اصطلاح عارف نگاه كنيد خواهيد فهميد كه حتي به اندازه شما عبادت خدارا نمي كند و در بعضي اوقات منكر خداوند نيز هستند. اينها چه كساني هستند و در كجا يند؟
با كليك بر ادامه مطالب بقيه ماجرا را مطالعه كنيد
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه گاه برآسمان زل می زنم
گاه بر حافـظ تفـأل مـی زنم
حافـظ دیوانــه فـالـم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت
"ما زیاران چشــم یاری داشـتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است که به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذکر می نماییم. باشد که کلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریکی ها باشد. در ستور العملهايي در خصوص نماز-دعا در قنوت نماز-قرآن-نماز شب-توسل به ائمه أطهار(ع)- توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)- دعا برای فرج امام زمان(ع)- دل هیچ کس را نرنجانید!- رفع ناراحتی های روحی-حق الناس-اوراد و اذکار معمول-رفتن به مساجد-زیارت برادران مومن-رفع گرفتاری-حدیث عنوان بصری-دعای کمیل و زیارت جامعه-حضور قلب-توصیه به توبه و استغفار-برآورده شدن حاجت-عرضه خودبه امیرالمؤمنین-دعای یا من احتجب...- تقویت حافظه-مدد از روح بزرگان-کلید سعادت دنیا و آخرت – كه انشالله با عمل به آنها به سعادت دنيا وآخرت برسيم-

توضيح كامل در ادامه مطلب كليك كنيد
الو سلام منزل خداست؟
اين منم مزاحمي که آشناست
هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است
ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست
شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است
به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟

الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟
چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟
خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم
شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست

هنگامى كه همه یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، نداى غریبانه امام بلند شد:"هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ... هل من مغیث یرجوا الله باغثتنا"؛ «آیا حمایت كنندهاى هست تا از حرم رسول خدا صلى الله علیه و آله حمایت كند؟ آیا فریادرسى است كه براى امید ثواب ما را یارى كند؟"
وقتى كه این ندا به گوش بانوان حرم رسید، صداى گریه و شیون آنها بلند شد. امام كنار خیمه آمد و به زینب علیهاالسلام فرمود: فرزند كوچكم را به من بده تا با او وداع كنم، كودك را گرفت، همین كه خواست ببوسد حرمله تیرى به سوى گلوى نازك او رها كرد، آن تیر به گلوى او اصابت نمود، و سرش را ذبح كرد.
برای خواندن بقیه مطالب ادامه مطلب را کلیک کنید



تودنيا ما ديوونه ها قلب پر احساسي داريم
كنار نهر علقمه عطر گل ياسي داريم
تموم عالم ميدونن اون گل ياس فاطمه است
پهلوون پهلوونا تشنه كنار علقمه است
تنگ غروبا كه ميشه به ياد بين الحرمين
اين دل من پر ميكشه مرقد عباس و حسين
يادش بخير تو كربلا تو جاده هاي نينوا
قربون اون گرد و غبار زائرات تو كربلا
كاروانا پشت سر هم ،صف مي كشيدن تا حرم
گرد و غبار مرقدش رو مي كشيدن سرهم
رو پله آب فرات گريه كنان مي اومدند
به ياد حلقوم علي به سر و سينه مي زدند
تو مسجد صاحب زمان به ياد غربت آقا
جملگي فرياد مي زدند يابن الحسن آقا بيا
بالاي تل زينبي زينب صدا ميزد داداش
نگاه مي كرد به قتله گه ميگفت الهي من فداش
به سوي قتلگه دويد اهل حرم اينو مي ديد
يه چادر خاكي سرش انگار كه مادر مي دويد
شاعر:كلب الحسين عباس پورعلي اكبر
اي منجي يگانه بهر تو بيقرارم
كارم به گريه افتاد ديگر توان ندارم
در پيچ و تاب زلفت كردم كمين شبانه
مـرغ دلم پريـده جمـعه زآشيـانـه
مردي مي آيد از راه با كوله بار هجران
از هيبتش چه گويم همچون علي دوران
چون ناله هاي حيدر در گوشه هاي غربت
آمد به يادم امشب صوت حزين و اشكت
زخمي به پهلوهايش ،زخمي به سينه دارد
يك عقده انتـقام از كوي مديـنه دارد
شاعر :كلب الحسين عباس پورعلي اكبر
آيه الله آقا سيد رضا بها الديني (ره)
جلوه جاودانه
«از عواملی که باورهای اعتقادی انسان را سست می کند و مانع پیشرفت معنوی انسان می شود، شهرت های بیجا و بی فایده است. علاقه به معروفیت و شوق و سر زبانها افتادن، نشانه ضعف ایمان و کمبودهای روحی فرد است».
پر گشودن به هوا آسان است 
لیکن اول شرطش
قیچی بال و پراست
(کربلایی عباس پورعلي اكبر )
تقدیم به روح بلند شیخ جعفر (قدس سره)
زندگی و سلوک عارف بالله جناب شیخ جعفر مجتهدی بگونه ای خاص از دیگران متمایز است ، ایشان در توسل به ائمه معصومین (ع) بسیار استثنایی و ممتاز بوده و در تمام مراحل زندگی شگفت خویش همواره منادی یک پیام اصولی بودند :
« توسل و محبت خالصانه و هر چه بیشتر به اهل بیت (ع ) »
((سلسله موی دوست حلقه دام بلاست))
حکـمـت ایـن ماجـرا حـادثــه کربـلاست
لشکر و یار حسین بی کف و چاک چاک
((هرکه دراین حلقه نیست فارغ ازین ماجراست))
کس نزند یک دمی بعد فراقش نفش
((دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست))
موسی عمران عشق،بی سروسامان عشق
قافله سالار عشق ،از چه سر از تن جداست
تضمین : کربلایی عباس پورعلی اکبر

غلام درگه رضاست پسرم عبدالحسین
شیعه آل مصطفی ست پسرم عبدالحسین
به یاد کودک حسین شیر به کام خود برد
هدیه شاه کربلاست پسرم عبدالحسین


|
به کوچه آن شب تاریک گریه های تو بود |
صدا صدای نفسهای بچه های تو بود |
|
شبی که پیکر زهرا شبانه می شستند |
تمام شهر گرفتار ناله های تو بود |
|
تمام شهر چوکفـتار خواب آلوده |
وقصه قصه ی آن یار دلربای تو بود |
|
دگر به کوچه باریک مادری نمی آید |
یگانه شاهد آن بزم مجتبای تو بود |
|
صدای هق هق مردی شبانه می آید |
به روی دست تن تیره و سیای تو بود |
|
تنی نحیف ، شکسته ،کبود و دود آلود |
علی گرفته گلو غرق درنگای تو بود |
شاعر اهل بیت :کربلایی عباس پورعلی اکبر
رقیـه مذهبان مست رقیـه
جهان چرخد به یک دست رقیه
قدی همچون کمان چون قوس احمر
بمیرم بهر تو ای یاس پرپر
زتار و موی زینـب غم نوشتند
غمی بی انتها را کم نوشتند
ولی از بس ملائک گریه کردند
زداغ دخت مولا نم نوشتند
سه ساله دختر گیسو پریشان
دگر از داغ بابا گشته نالان
شاعر اهل بیت:کربلایی عباس پورعلی اکبر


